یک سطح را انتخاب کنید تا گرامرهای مربوط به آن، به ترتیب و گام به گام، در همین صفحه برایتان باز شود.
۵۰ درس، به ترتیب
در سطح A1 هدف از الفبا فقط شناخت حروف نیست؛ باید بتوانید اسم خود، آدرس، ایمیل و کلمات ساده را هجی کنید و صدای حروف خاص را تشخیص دهید. در آلمانی نوشتار و تلفظ معمولاً منظمتر از انگلیسی است، اما چند ترکیب حرفی وجود دارد که اگر از ابتدا درست یاد گرفته نشوند، در شنیدن و صحبت کردن مشکل ایجاد میکنند.
ضمیر شخصی جای اسم را میگیرد و فعل sein یکی از پایهایترین فعلهای آلمانی است. با sein خودتان را معرفی میکنید، درباره ملیت، شغل، سن تقریبی، مکان، وضعیت و ویژگیها حرف میزنید. چون صرف sein بیقاعده است، نباید آن را با قاعده فعلهای معمولی بسازید؛ باید شکلهای آن را مستقیم حفظ کنید.
فعل haben فقط برای مالکیت نیست؛ در مکالمه روزمره برای وقت داشتن، کلاس داشتن، مشکل داشتن، گرسنگی و تشنگی هم زیاد به کار میرود. این فعل بعداً در ساخت Perfekt هم مهم میشود، اما در A1 فعلاً باید شکل حال آن و کاربردهای روزمرهاش را مسلط شوید.
بیشتر فعلهای آلمانی در زمان حال از یک الگوی منظم پیروی میکنند. ابتدا مصدر فعل را میبینید، معمولاً به -en ختم میشود؛ سپس -en را حذف میکنید تا ریشه فعل به دست آید و بعد پایانۀ مناسب ضمیر را اضافه میکنید. این درس برای ساختن جملههای روزمره A1 ضروری است.
بعضی فعلهای پرکاربرد در آلمانی در زمان حال تغییر ریشه دارند. این تغییر معمولاً فقط برای du و er/sie/es رخ میدهد؛ یعنی در ich، wir، ihr و sie/Sie اغلب همان ریشه اصلی باقی میماند. چون این فعلها در مکالمه زیادند، باید آنها را به شکل گروهی حفظ کرد.
در آلمانی ترتیب کلمات آزادتر از فارسی نیست؛ قانون فعل بسیار جدی است. در جمله خبری، فعل صرفشده همیشه در جایگاه دوم قرار میگیرد. جایگاه دوم یعنی دومین بخش اطلاعاتی جمله، نه لزوماً دومین کلمه.
این سؤالها برای گرفتن جواب بله یا خیر استفاده میشوند. ساختار آن ساده است: فعل صرفشده را از جایگاه دوم به اول جمله میآوریم و بعد فاعل میآید. همین الگو برای sein، haben، فعلهای معمولی و افعال مدال کاربرد دارد.
وقتی جواب فقط بله یا خیر نیست، از کلمات پرسشی استفاده میکنیم. بیشتر این کلمات با W شروع میشوند؛ به همین دلیل به آنها W-Fragen میگویند. بعد از کلمه پرسشی، فعل صرفشده در جایگاه دوم میآید.
هر اسم آلمانی یک جنس دستوری دارد: مذکر، مؤنث یا خنثی. حرف تعریف معین وقتی استفاده میشود که درباره چیز مشخص یا شناختهشده حرف میزنیم. در A1 باید اسم را همیشه همراه آرتیکل حفظ کنید.
حرف تعریف نامعین برای چیزی استفاده میشود که برای اولین بار معرفی میشود یا دقیقاً مشخص نیست. در فارسی معمولاً معادل «یک» یا «ـی» دارد، اما همیشه نباید کلمهبهکلمه ترجمه شود.
جمع بستن در آلمانی یک قاعده واحد ساده ندارد. بعضی اسمها -e میگیرند، بعضی -er، بعضی -en یا -n، بعضی -s و بعضی هم تغییر اوملاوت دارند. در A1 هدف این است که شکل جمع کلمات پرکاربرد را همراه خود اسم یاد بگیرید.
Nominativ حالت پایه اسم و ضمیر است و معمولاً برای فاعل جمله استفاده میشود؛ یعنی کسی یا چیزی که کار را انجام میدهد یا دربارهاش چیزی گفته میشود. بعد از فعل sein هم معمولاً دو طرف جمله در Nominativ میمانند.
Akkusativ معمولاً برای مفعول مستقیم میآید؛ یعنی چیزی یا کسی که فعل مستقیماً روی آن اثر میگذارد. در A1 مهمترین تغییر Akkusativ برای اسم مذکر مفرد است؛ der به den و ein به einen تبدیل میشود.
Dativ در A1 بیشتر با بعضی حروف اضافه و در جملههایی با معنی «به کسی» یا «برای کسی» دیده میشود. Dativ از Akkusativ کمی سنگینتر است، اما دانستن شکلهای پایه آن برای مکالمه لازم است.
nicht برای منفی کردن فعل، صفت، قید، عبارت یا کل جمله استفاده میشود. جایگاه nicht به چیزی بستگی دارد که میخواهید منفی کنید. در A1 چند الگوی ساده کافی است تا جملههای روزمره درست بسازید.
kein برای منفی کردن اسمهایی استفاده میشود که با ein/eine میآیند یا بدون آرتیکل هستند. میتوان آن را معادل «هیچ/یک ... ندارم» دانست، اما در آلمانی مثل آرتیکل صرف میشود و باید با جنس، تعداد و حالت اسم هماهنگ شود.
ضمایر ملکی نشان میدهند چیزی متعلق به چه کسی است: من، تو، او، ما و غیره. در آلمانی این کلمات مثل ein صرف میشوند و باید با اسم بعد از خود هماهنگ شوند، نه فقط با صاحب. یعنی جنس و حالت اسم بعدی مهم است.
در آلمانی تفاوت بین خطاب دوستانه و رسمی مهم است. du برای یک نفر صمیمی یا همسنوسال در فضای غیررسمی است، اما Sie برای خطاب محترمانه به یک یا چند نفر استفاده میشود. sie با حرف کوچک معنیهای دیگری دارد.
اعداد برای خرید، شماره تلفن، سن، ساعت و تاریخ ضروری هستند. در آلمانی اعداد از ۲۱ به بعد برعکس فارسی و انگلیسی گفته میشوند: اول یکان، بعد und، بعد دهگان. برای ساعت رسمی و غیررسمی هم چند الگوی پایه وجود دارد.
برای صحبت درباره زمان در آلمانی باید حرف اضافه درست را انتخاب کنید. در A1 چهار الگوی اصلی بسیار مهم هستند: um برای ساعت، am برای روز و تاریخ، im برای ماه و فصل، و von...bis برای بازه زمانی.
حروف اضافه مکان برای گفتن جای اشیا و افراد به کار میروند. در A1 ابتدا معنی مکانی آنها را یاد میگیرید. بسیاری از این حروف اضافه دوحالته هستند، یعنی بسته به ثابت بودن یا حرکت میتوانند Dativ یا Akkusativ بگیرند.
وقتی درباره مقصد یا حرکت به سمت جایی صحبت میکنیم، سؤال wohin? مطرح میشود. در حروف اضافه دوحالته، اگر حرکت به سمت مقصد باشد معمولاً Akkusativ میآید. این تفاوت با wo? یکی از نکتههای مهم A1 است.
بعضی فعلها پیشوندی دارند که در جمله از فعل جدا میشود و به آخر جمله میرود. این افعال در مکالمه روزمره بسیار زیادند، مثل بیدار شدن، خرید کردن، زنگ زدن و شروع شدن. باید هم معنی فعل کامل و هم جای پیشوند را یاد بگیرید.
افعال مدال معنی فعل اصلی را تغییر میدهند: توانستن، مجبور بودن، خواستن یا مایل بودن. در A1 همین چند فعل برای درخواست، برنامه، توانایی و اجبار کافی هستند. بعد از فعل مدال، فعل اصلی به صورت مصدر به آخر جمله میرود.
Imperativ برای دستور، درخواست، راهنمایی و پیشنهاد مستقیم استفاده میشود. در آلمانی شکل امر بسته به مخاطب فرق دارد: یک نفر صمیمی، چند نفر صمیمی یا حالت رسمی. با bitte جمله بسیار مؤدبانهتر میشود.
این ساختار یکی از مهمترین الگوهای جملهسازی آلمانی است. وقتی فعل مدال داریم، فقط فعل مدال صرف میشود و فعل اصلی بدون صرف، به شکل مصدر، در آخر جمله قرار میگیرد. این الگو در سؤال و جمله خبری حفظ میشود.
در سطح A1 برای صحبت درباره گذشته، قبل از Perfekt معمولاً دو فعل بسیار مهم را یاد میگیریم: war و hatte. اینها گذشته ساده sein و haben هستند و در مکالمه روزمره، پیامها و روایتهای کوتاه زیاد استفاده میشوند.
Perfekt رایجترین زمان گذشته در مکالمه آلمانی است. در A1 لازم نیست همه جزئیات را بدانید، اما باید ساختار کلی را بفهمید: یک فعل کمکی صرفشده و یک Partizip II در آخر جمله. این ساختار برای گفتن کارهایی که انجام دادهاید بسیار کاربردی است.
برای اینکه فقط جملههای کوتاه جدا جدا نگویید، باید چند حرف ربط ساده را بلد باشید. und، aber، oder و denn در سطح A1 بسیار مهماند، چون بدون تغییر پیچیده در جای فعل، جملهها را به هم وصل میکنند.
در A1 صفتها بیشتر برای توصیف ساده آدمها، اشیا، مکانها و احساسات استفاده میشوند. وقتی صفت بعد از sein میآید، معمولاً پایانۀ خاص نمیگیرد. همچنین با sehr و zu میتوانید شدت را نشان دهید و با -er مقایسه ساده بسازید.
بعد از بعضی فعلها، شخص یا چیز در نقش مفعول مستقیم قرار میگیرد. در این حالت ضمیر دیگر همیشه مثل حالت فاعلی نمیماند. در سطح A1 این موضوع برای جملههایی مثل «من او را میبینم»، «او من را میشناسد» یا «ما شما را دعوت میکنیم» خیلی مهم است.
Dativ معمولاً برای مفعول غیرمستقیم، گیرنده، مخاطب یا شخصی که چیزی به او داده/گفته/کمک میشود استفاده میشود. بسیاری از زبانآموزان ایرانی Akkusativ و Dativ را با هم اشتباه میگیرند، اما در A1 کافی است ضمایر اصلی و چند فعل پرکاربرد را خوب یاد بگیرید.
بعضی حروف اضافه در آلمانی همیشه Dativ میگیرند. یعنی اسم یا ضمیر بعد از آنها باید در حالت Dativ بیاید. این گروه در A1 بسیار مهم است، چون در مکالمههای روزمره مثل رفتن به خانه، آمدن از ایران، بودن پیش پزشک یا صحبت درباره زمان استفاده میشود.
گروهی از حروف اضافه همیشه Akkusativ میگیرند. اینها در سطح A1 برای خرید، مسیر، زمان تقریبی، هدیه دادن و جملههای ساده روزمره زیاد استفاده میشوند. کافی است بعد از این حروف، تغییرات der/ein را در Akkusativ رعایت کنید.
برخی حروف اضافه گاهی Dativ و گاهی Akkusativ میگیرند. قانون ساده این است: اگر درباره مکان ثابت میپرسیم «کجا؟» یعنی wo، معمولاً Dativ میآید. اگر درباره جهت و حرکت به سمت جایی میپرسیم «به کجا؟» یعنی wohin، معمولاً Akkusativ میآید.
برای گفتن «وجود دارد»، «هست» یا «پیدا میشود» در آلمانی از ساختار es gibt استفاده میکنیم. این ساختار در معرفی شهر، خانه، کلاس، برنامه و امکانات خیلی کاربرد دارد. نکته مهم این است که اسم بعد از es gibt در حالت Akkusativ میآید.
man در آلمانی برای صحبت کلی درباره مردم، قانون عمومی، عادتها یا کاری که «آدم/انسان/هرکسی» انجام میدهد استفاده میشود. در فارسی گاهی آن را با «آدم»، «انسان»، «میشود» یا «باید» ترجمه میکنیم. فعل بعد از man همیشه مثل er/sie/es صرف میشود.
برای صحبت درباره عادتها و برنامه روزانه، قیدهای تکرار بسیار مهم هستند. این قیدها نشان میدهند کاری چند وقت یکبار انجام میشود. در جمله آلمانی معمولاً بعد از فعل صرفشده یا نزدیک بخش میانی جمله میآیند.
در جملههای ساده آلمانی، فعل صرفشده جایگاه دوم را نگه میدارد. بعد از آن معمولاً اطلاعات زمان قبل از مکان میآید. این قانون برای نوشتن جملههای تمیز و طبیعی در A1 خیلی کمک میکند.
صفت در آلمانی میتواند بعد از فعل sein بیاید یا قبل از اسم قرار بگیرد. وقتی صفت بعد از sein میآید، سادهتر است و تغییر نمیکند. اما وقتی قبل از اسم میآید، معمولاً یک پایانه میگیرد. در A1 بیشتر با شکلهای ساده و پرکاربرد آن آشنا میشویم.
برای اشاره به یک شخص یا چیز مشخص از dieser/diese/dieses استفاده میکنیم. معنی آن معمولاً «این» یا «این ... خاص» است. این کلمات مثل حرف تعریف der/die/das با جنس و حالت اسم هماهنگ میشوند.
برای گفتن اینکه کاری را دوست داریم انجام دهیم، در آلمانی خیلی وقتها از gern استفاده میکنیم. برای مقایسه علاقه از lieber و برای بیشترین علاقه از am liebsten استفاده میشود. این ساختار در مکالمه A1 بسیار مهم است.
بعضی فعلها در آلمانی به جای Akkusativ، مفعول Dativ میگیرند. این برای فارسیزبانها کمی غیرطبیعی است، چون معنی فارسی همیشه مشخص نمیکند که باید Dativ بیاید. در A1 چند فعل بسیار مهم را باید با Dativ حفظ کرد.
در افعال بازتابی، کاری به خود شخص برمیگردد؛ مثل شستن خود، آماده شدن یا ملاقات کردن همدیگر. در سطح A1 فقط چند فعل پرکاربرد کافی است. ضمیر بازتابی با فاعل جمله تغییر میکند.
هر دو فعل میتوانند در فارسی «دانستن/شناختن» ترجمه شوند، اما کاربردشان فرق دارد. wissen برای دانستن اطلاعات، پاسخ، حقیقت یا یک جمله کامل است. kennen برای شناختن شخص، مکان، فیلم، کتاب یا تجربه آشنایی با چیزی استفاده میشود.
mögen یعنی دوست داشتن یا علاقه داشتن. möchten شکل مؤدبانه و کاربردی برای «میخواهم/مایلم» است و در سفارش غذا، خرید، درخواست و مکالمه رسمی خیلی استفاده میشود. هر دو در A1 بسیار مهم هستند، اما کاربردشان یکی نیست.
در نسخه قبلی چند فعل مدال مهم مثل können, müssen, wollen, möchten آمده بود. دو فعل dürfen و sollen هم در A1 بسیار کاربردیاند. dürfen برای اجازه داشتن یا نداشتن استفاده میشود. sollen برای توصیه، وظیفه یا اینکه کسی گفته کاری انجام شود به کار میرود.
در درس Imperativ ساختار دستور دادن آمده بود. در A1 همچنین باید بتوانید درخواست مؤدبانه یا امر منفی بسازید. برای منفی کردن امر از nicht استفاده میکنیم. برای مؤدبانهتر شدن جمله، bitte را اضافه میکنیم.
در A1 معمولاً با مقایسههای ساده آشنا میشویم. وقتی دو چیز برابر هستند از so...wie استفاده میکنیم. وقتی یکی بیشتر/کمتر از دیگری است، از صفت مقایسهای + als استفاده میکنیم.
در A1 چند حرف ربط ساده برای وصل کردن جملهها لازم است. und, aber, oder و denn جای فعل را تغییر نمیدهند؛ یعنی بعد از آنها جمله دوم با ترتیب عادی ادامه پیدا میکند. این نکته باعث میشود جملههای طولانیتر اما هنوز ساده بسازید.