دروس گرامر آلمانی

یک سطح را انتخاب کنید تا گرامرهای مربوط به آن، به ترتیب و گام به گام، در همین صفحه برایتان باز شود.

A1
سطح مبتدی
۵۰ درس
A2
مقدماتی
به‌زودی
B1
میانی
به‌زودی
B2
فوق میانی
به‌زودی
C1
پیشرفته
به‌زودی

گرامرهای سطح A1

۵۰ درس، به ترتیب

۱ الفبا، تلفظ و حروف خاص آلمانی

در سطح A1 هدف از الفبا فقط شناخت حروف نیست؛ باید بتوانید اسم خود، آدرس، ایمیل و کلمات ساده را هجی کنید و صدای حروف خاص را تشخیص دهید. در آلمانی نوشتار و تلفظ معمولاً منظم‌تر از انگلیسی است، اما چند ترکیب حرفی وجود دارد که اگر از ابتدا درست یاد گرفته نشوند، در شنیدن و صحبت کردن مشکل ایجاد می‌کنند.

قانون و نکته‌های مهم:
• الفبای آلمانی ۲۶ حرف اصلی دارد و چهار نشانه خاص هم زیاد دیده می‌شود: ä, ö, ü, ß.
• ä معمولاً نزدیک به «اِ» کشیده است؛ ö و ü در فارسی معادل دقیق ندارند و باید با تمرین شنیداری یاد گرفته شوند.
• ß مثل ss خوانده می‌شود: Straße، heißen. در سوئیس معمولاً به جای ß از ss استفاده می‌شود.
• ترکیب‌ها را جدا حفظ کنید: sch = ش، ei = آی، ie = ای کشیده، eu/äu = اُی، sp/st در ابتدای کلمه اغلب شپ/شت خوانده می‌شود.
• برای هجی کردن از فعل buchstabieren و جمله Wie schreibt man das? استفاده می‌کنیم.
مثال‌های بیشتر
  • Ich heiße Sara. — من سارا نام دارم / اسمم سارا است.
  • Die Straße ist lang. — خیابان طولانی است.
  • Ich komme aus Österreich. — من از اتریش می‌آیم.
  • Wie schreibt man Ihren Namen? — نام شما را چطور می‌نویسند؟
  • Buchstabieren Sie bitte Ihre E-Mail-Adresse. — لطفاً آدرس ایمیل خود را هجی کنید.
  • Das Wort „Schule“ beginnt mit sch. — کلمه Schule با sch شروع می‌شود.
اشتباه رایج:
زبان‌آموزان فارسی‌زبان معمولاً ei و ie را برعکس می‌خوانند. ein مثل «آین» است، اما sie مثل «زی/زیـ» با ای کشیده خوانده می‌شود.
۲ ضمایر شخصی و فعل sein (بودن)

ضمیر شخصی جای اسم را می‌گیرد و فعل sein یکی از پایه‌ای‌ترین فعل‌های آلمانی است. با sein خودتان را معرفی می‌کنید، درباره ملیت، شغل، سن تقریبی، مکان، وضعیت و ویژگی‌ها حرف می‌زنید. چون صرف sein بی‌قاعده است، نباید آن را با قاعده فعل‌های معمولی بسازید؛ باید شکل‌های آن را مستقیم حفظ کنید.

قانون و نکته‌های مهم:
• صرف کامل: ich bin / du bist / er,sie,es ist / wir sind / ihr seid / sie,Sie sind.
• بعد از sein معمولاً اسم، صفت، ملیت، شغل یا مکان می‌آید: Ich bin müde. / Sie ist Ärztin.
• برای سؤال بله/خیر، فعل به اول جمله می‌آید: Bist du müde? / Sind Sie Herr Müller?
• در جمله خبری، sein مثل هر فعل صرف‌شده در جایگاه دوم می‌آید: Heute bin ich zu Hause.
• Sie با S بزرگ یعنی «شما» رسمی؛ sie با s کوچک می‌تواند «او مؤنث» یا «آن‌ها» باشد.
مثال‌های بیشتر
  • Ich bin Student. — من دانشجو هستم.
  • Du bist sehr nett. — تو خیلی مهربان هستی.
  • Er ist Arzt und sie ist Lehrerin. — او پزشک است و او معلم است.
  • Wir sind heute zu Hause. — ما امروز در خانه هستیم.
  • Seid ihr aus Deutschland? — شماها اهل آلمان هستید؟
  • Sind Sie Frau Schneider? — آیا شما خانم اشنایدر هستید؟
  • Heute bin ich müde. — امروز خسته‌ام.
اشتباه رایج:
به جای Ich bin 26 Jahre alt گاهی زبان‌آموزان می‌گویند Ich habe 26 Jahre. در آلمانی سن با sein گفته می‌شود: Ich bin 26 Jahre alt.
۳ فعل haben (داشتن)

فعل haben فقط برای مالکیت نیست؛ در مکالمه روزمره برای وقت داشتن، کلاس داشتن، مشکل داشتن، گرسنگی و تشنگی هم زیاد به کار می‌رود. این فعل بعداً در ساخت Perfekt هم مهم می‌شود، اما در A1 فعلاً باید شکل حال آن و کاربردهای روزمره‌اش را مسلط شوید.

قانون و نکته‌های مهم:
• صرف کامل: ich habe / du hast / er,sie,es hat / wir haben / ihr habt / sie,Sie haben.
• haben معمولاً یک مفعول مستقیم دارد؛ بنابراین اسم بعد از آن اغلب در Akkusativ می‌آید.
• برای مذکر مفرد در Akkusativ، ein به einen تبدیل می‌شود: Ich habe einen Termin.
• ترکیب‌های مهم: Hunger haben، Durst haben، Zeit haben، Angst haben، Kopfschmerzen haben.
• در سؤال بله/خیر: Hast du Zeit? / Haben Sie eine Frage?
مثال‌های بیشتر
  • Ich habe ein Auto. — من یک ماشین دارم.
  • Sie hat eine Frage. — او یک سؤال دارد.
  • Wir haben heute Deutschkurs. — ما امروز کلاس آلمانی داریم.
  • Hast du einen Bruder? — آیا یک برادر داری؟
  • Ich habe Hunger und Durst. — من گرسنه و تشنه‌ام.
  • Er hat Kopfschmerzen. — او سردرد دارد.
  • Haben Sie heute Zeit? — امروز وقت دارید؟
اشتباه رایج:
در فارسی می‌گوییم «من گرسنه‌ام»، اما در آلمانی ساختار رایج Ich habe Hunger است؛ یعنی کلمه‌به‌کلمه ترجمه نکنید.
۴ صرف فعل‌های منظم در Präsens

بیشتر فعل‌های آلمانی در زمان حال از یک الگوی منظم پیروی می‌کنند. ابتدا مصدر فعل را می‌بینید، معمولاً به -en ختم می‌شود؛ سپس -en را حذف می‌کنید تا ریشه فعل به دست آید و بعد پایانۀ مناسب ضمیر را اضافه می‌کنید. این درس برای ساختن جمله‌های روزمره A1 ضروری است.

قانون و نکته‌های مهم:
• مصدر: lernen؛ ریشه: lern-؛ صرف: ich lerne, du lernst, er lernt, wir lernen, ihr lernt, sie lernen.
• پایانه‌ها: ich = -e / du = -st / er,sie,es = -t / wir = -en / ihr = -t / sie,Sie = -en.
• اگر ریشه به -t یا -d ختم شود، یک e کمکی اضافه می‌شود: arbeiten → du arbeitest, er arbeitet.
• اگر ریشه به صدای سخت ختم شود، این e تلفظ را آسان می‌کند و حذف آن غلط است.
• فعل صرف‌شده در جمله خبری همیشه جایگاه دوم دارد.
مثال‌های بیشتر
  • Ich lerne Deutsch. — من آلمانی یاد می‌گیرم.
  • Du wohnst in Berlin. — تو در برلین زندگی می‌کنی.
  • Er arbeitet heute. — او امروز کار می‌کند.
  • Wir machen Hausaufgaben. — ما تکلیف انجام می‌دهیم.
  • Ihr kommt aus dem Iran. — شماها از ایران می‌آیید.
  • Sie fragen den Lehrer. — آن‌ها از معلم سؤال می‌کنند.
  • Heute lerne ich Deutsch. — امروز من آلمانی یاد می‌گیرم.
اشتباه رایج:
اشتباه رایج این است که زبان‌آموز فقط مصدر را بعد از فاعل می‌آورد: Ich lernen. شکل درست: Ich lerne.
۵ فعل‌های بی‌قاعده مهم در زمان حال

بعضی فعل‌های پرکاربرد در آلمانی در زمان حال تغییر ریشه دارند. این تغییر معمولاً فقط برای du و er/sie/es رخ می‌دهد؛ یعنی در ich، wir، ihr و sie/Sie اغلب همان ریشه اصلی باقی می‌ماند. چون این فعل‌ها در مکالمه زیادند، باید آن‌ها را به شکل گروهی حفظ کرد.

قانون و نکته‌های مهم:
• a → ä: fahren → du fährst / er fährt؛ schlafen → du schläfst / er schläft.
• e → i: sprechen → du sprichst / er spricht؛ essen → du isst / er isst.
• e → ie: sehen → du siehst / er sieht؛ lesen → du liest / er liest.
• تغییر ریشه برای du و er/sie/es است، نه برای همه ضمیرها.
• پایانه‌ها هنوز مهم هستند؛ مثلاً du sprichst، نه du spricht.
مثال‌های بیشتر
  • Ich fahre nach Hause. — من به خانه می‌روم.
  • Fährst du morgen nach Berlin? — فردا به برلین می‌روی؟
  • Er spricht Deutsch. — او آلمانی صحبت می‌کند.
  • Sie isst einen Apfel. — او یک سیب می‌خورد.
  • Liest du gern Bücher? — دوست داری کتاب بخوانی؟
  • Wir sehen einen Film. — ما یک فیلم می‌بینیم.
  • Das Kind schläft schon. — بچه همین حالا خواب است.
اشتباه رایج:
خیلی‌ها تغییر ریشه را برای ich هم استفاده می‌کنند؛ مثلاً Ich spriche غلط است. شکل درست: Ich spreche.
۶ جایگاه فعل در جمله خبری

در آلمانی ترتیب کلمات آزادتر از فارسی نیست؛ قانون فعل بسیار جدی است. در جمله خبری، فعل صرف‌شده همیشه در جایگاه دوم قرار می‌گیرد. جایگاه دوم یعنی دومین بخش اطلاعاتی جمله، نه لزوماً دومین کلمه.

قانون و نکته‌های مهم:
• ساختار پایه: فاعل + فعل + ادامه جمله.
• اگر زمان یا مکان اول بیاید، فعل همچنان دوم می‌ماند و فاعل بعد از فعل می‌آید.
• این جابه‌جایی را Inversion می‌گویند.
• قیدهای زمان مثل heute، morgen، am Montag می‌توانند اول جمله بیایند.
• در جمله‌های A1 بهتر است اول جای فعل را چک کنید.
مثال‌های بیشتر
  • Ich lerne heute Deutsch. — من امروز آلمانی یاد می‌گیرم.
  • Heute lerne ich Deutsch. — امروز من آلمانی یاد می‌گیرم.
  • Wir gehen morgen ins Kino. — ما فردا به سینما می‌رویم.
  • Morgen gehen wir ins Kino. — فردا ما به سینما می‌رویم.
  • In Berlin wohnt meine Schwester. — خواهرم در برلین زندگی می‌کند.
  • Am Wochenende arbeite ich nicht. — آخر هفته کار نمی‌کنم.
اشتباه رایج:
بعد از شروع جمله با heute یا morgen نباید دوباره فاعل را قبل از فعل بگذارید: Heute ich lerne غلط است؛ Heute lerne ich درست است.
۷ سؤال بله/خیر Ja/Nein-Fragen

این سؤال‌ها برای گرفتن جواب بله یا خیر استفاده می‌شوند. ساختار آن ساده است: فعل صرف‌شده را از جایگاه دوم به اول جمله می‌آوریم و بعد فاعل می‌آید. همین الگو برای sein، haben، فعل‌های معمولی و افعال مدال کاربرد دارد.

قانون و نکته‌های مهم:
• ساختار: فعل صرف‌شده + فاعل + ادامه جمله؟
• در پاسخ کوتاه بهتر است فعل هم تکرار شود: Ja, ich komme.
• برای منفی کردن پاسخ، nicht یا kein را بسته به جمله استفاده می‌کنیم.
• لحن صدا در پایان سؤال معمولاً کمی بالا می‌رود.
• در حالت رسمی از Sie استفاده می‌کنیم: Haben Sie...?
مثال‌های بیشتر
  • Kommst du heute? — امروز می‌آیی؟
  • Ja, ich komme heute. — بله، امروز می‌آیم.
  • Haben Sie Zeit? — وقت دارید؟
  • Nein, ich habe keine Zeit. — نه، وقت ندارم.
  • Ist das dein Buch? — این کتاب توست؟
  • Arbeitet er morgen? — او فردا کار می‌کند؟
  • Kannst du mir helfen? — می‌توانی به من کمک کنی؟
اشتباه رایج:
در سؤال بله/خیر نباید کلمه پرسشی اضافه کنید. Was kommst du? غلط است؛ Kommst du? درست است.
۸ سؤال با کلمات پرسشی W-Fragen

وقتی جواب فقط بله یا خیر نیست، از کلمات پرسشی استفاده می‌کنیم. بیشتر این کلمات با W شروع می‌شوند؛ به همین دلیل به آن‌ها W-Fragen می‌گویند. بعد از کلمه پرسشی، فعل صرف‌شده در جایگاه دوم می‌آید.

قانون و نکته‌های مهم:
• ساختار: W-Wort + فعل صرف‌شده + فاعل + ادامه جمله؟
• wer = چه کسی، was = چه چیزی، wo = کجا، wohin = به کجا، woher = از کجا.
• wann = چه زمانی، wie = چگونه/چقدر، warum = چرا، wie viel = چقدر.
• برای ملیت و مبدأ از woher استفاده می‌شود: Woher kommst du?
• برای مقصد از wohin استفاده می‌شود: Wohin gehst du?
مثال‌های بیشتر
  • Wie heißt du? — اسمت چیست؟
  • Wo wohnst du? — کجا زندگی می‌کنی؟
  • Woher kommen Sie? — اهل کجا هستید؟
  • Wann beginnt der Kurs? — کلاس چه زمانی شروع می‌شود؟
  • Warum lernst du Deutsch? — چرا آلمانی یاد می‌گیری؟
  • Wie viel kostet das? — این چقدر قیمت دارد؟
  • Wohin gehst du jetzt? — الان کجا می‌روی؟
اشتباه رایج:
wo و wohin را قاطی نکنید: wo برای مکان ثابت است، wohin برای حرکت به سمت مقصد.
۹ حروف تعریف معین der, die, das

هر اسم آلمانی یک جنس دستوری دارد: مذکر، مؤنث یا خنثی. حرف تعریف معین وقتی استفاده می‌شود که درباره چیز مشخص یا شناخته‌شده حرف می‌زنیم. در A1 باید اسم را همیشه همراه آرتیکل حفظ کنید.

قانون و نکته‌های مهم:
• مذکر: der Mann؛ مؤنث: die Frau؛ خنثی: das Kind.
• برای جمع، حرف تعریف معین همیشه die است: die Bücher.
• جنس دستوری همیشه با جنس طبیعی یکی نیست؛ مثلاً das Mädchen خنثی است.
• وقتی چیزی قبلاً معرفی شده یا برای شنونده مشخص است، از der/die/das استفاده می‌کنیم.
• آرتیکل در حالت‌های دستوری بعداً تغییر می‌کند، اما در Nominativ همین سه شکل پایه است.
مثال‌های بیشتر
  • Der Mann ist hier. — آن مرد اینجاست.
  • Die Frau kommt aus Berlin. — آن زن از برلین می‌آید.
  • Das Kind spielt. — آن کودک بازی می‌کند.
  • Die Bücher sind neu. — کتاب‌ها جدید هستند.
  • Der Tisch ist groß. — میز بزرگ است.
  • Die Tasche ist rot. — کیف قرمز است.
اشتباه رایج:
اسم‌ها را بدون آرتیکل حفظ نکنید. به جای فقط Tisch، بگویید der Tisch؛ چون بعداً در Akkusativ و Dativ به آن نیاز دارید.
۱۰ حروف تعریف نامعین ein, eine

حرف تعریف نامعین برای چیزی استفاده می‌شود که برای اولین بار معرفی می‌شود یا دقیقاً مشخص نیست. در فارسی معمولاً معادل «یک» یا «ـی» دارد، اما همیشه نباید کلمه‌به‌کلمه ترجمه شود.

قانون و نکته‌های مهم:
• مذکر: ein Mann؛ مؤنث: eine Frau؛ خنثی: ein Kind.
• برای جمع، حرف تعریف نامعین مستقیم نداریم؛ مثلاً Bücher یعنی کتاب‌هایی.
• در Akkusativ، مذکر ein به einen تبدیل می‌شود: einen Kaffee.
• eine برای مؤنث در Nominativ و Akkusativ یکسان می‌ماند.
• بعد از haben معمولاً باید Akkusativ را در نظر بگیرید.
مثال‌های بیشتر
  • Das ist ein Tisch. — این یک میز است.
  • Das ist eine Tasche. — این یک کیف است.
  • Ich habe einen Termin. — من یک وقت ملاقات دارم.
  • Sie kauft eine Lampe. — او یک چراغ می‌خرد.
  • Er hat ein Handy. — او یک موبایل دارد.
  • Ich suche eine Wohnung. — من دنبال یک آپارتمان هستم.
اشتباه رایج:
برای اسم مذکر بعد از haben نباید ein بماند: Ich habe ein Bruder غلط است؛ Ich habe einen Bruder درست است.
۱۱ جمع اسم‌ها در آلمانی

جمع بستن در آلمانی یک قاعده واحد ساده ندارد. بعضی اسم‌ها -e می‌گیرند، بعضی -er، بعضی -en یا -n، بعضی -s و بعضی هم تغییر اوملاوت دارند. در A1 هدف این است که شکل جمع کلمات پرکاربرد را همراه خود اسم یاد بگیرید.

قانون و نکته‌های مهم:
• جمع همیشه با die می‌آید: der Tisch → die Tische.
• پسوندهای رایج جمع: -e، -er، -en، -n، -s.
• بعضی اسم‌ها اوملاوت می‌گیرند: der Apfel → die Äpfel.
• کلمات خارجی اغلب -s می‌گیرند: das Auto → die Autos.
• بهترین روش حفظ: اسم + آرتیکل + جمع: der Stuhl, die Stühle.
مثال‌های بیشتر
  • der Tisch → die Tische — میزها
  • die Frau → die Frauen — زن‌ها
  • das Kind → die Kinder — کودکان
  • das Auto → die Autos — ماشین‌ها
  • der Apfel → die Äpfel — سیب‌ها
  • die Wohnung → die Wohnungen — آپارتمان‌ها
اشتباه رایج:
حدس زدن جمع همیشه امن نیست. در دیکشنری شکل جمع را هم ببینید و از اول کنار اسم بنویسید.
۱۲ حالت Nominativ؛ فاعل جمله

Nominativ حالت پایه اسم و ضمیر است و معمولاً برای فاعل جمله استفاده می‌شود؛ یعنی کسی یا چیزی که کار را انجام می‌دهد یا درباره‌اش چیزی گفته می‌شود. بعد از فعل sein هم معمولاً دو طرف جمله در Nominativ می‌مانند.

قانون و نکته‌های مهم:
• فاعل جمله در Nominativ است: Der Mann kommt.
• بعد از sein، werden و bleiben معمولاً Nominativ می‌آید.
• آرتیکل‌های Nominativ: der / die / das / die جمع.
• ضمیرها در Nominativ: ich, du, er, sie, es, wir, ihr, sie, Sie.
• برای پیدا کردن فاعل بپرسید: چه کسی؟ چه چیزی؟
مثال‌های بیشتر
  • Der Lehrer spricht. — معلم صحبت می‌کند.
  • Die Studentin lernt Deutsch. — دانشجو آلمانی یاد می‌گیرد.
  • Das Kind spielt im Garten. — کودک در باغ بازی می‌کند.
  • Ich bin müde. — من خسته‌ام.
  • Er ist mein Bruder. — او برادر من است.
  • Die Bücher sind teuer. — کتاب‌ها گران هستند.
اشتباه رایج:
بعد از sein نباید Akkusativ بسازید. Er ist einen Arzt غلط است؛ Er ist Arzt یا Er ist ein Arzt درست است.
۱۳ حالت Akkusativ؛ مفعول مستقیم

Akkusativ معمولاً برای مفعول مستقیم می‌آید؛ یعنی چیزی یا کسی که فعل مستقیماً روی آن اثر می‌گذارد. در A1 مهم‌ترین تغییر Akkusativ برای اسم مذکر مفرد است؛ der به den و ein به einen تبدیل می‌شود.

قانون و نکته‌های مهم:
• سؤال کمکی: چه چیزی را؟ چه کسی را؟
• مذکر: der → den، ein → einen، kein → keinen.
• مؤنث، خنثی و جمع در آرتیکل پایه تغییر ظاهری کمتری دارند: die/das/die.
• افعالی مثل haben, kaufen, sehen, suchen, brauchen معمولاً Akkusativ می‌گیرند.
• بعد از بعضی حروف اضافه هم Akkusativ می‌آید، مثل durch, für, ohne.
مثال‌های بیشتر
  • Ich sehe den Mann. — من آن مرد را می‌بینم.
  • Sie kauft einen Computer. — او یک کامپیوتر می‌خرد.
  • Wir brauchen das Buch. — ما آن کتاب را لازم داریم.
  • Er sucht eine Wohnung. — او دنبال یک آپارتمان است.
  • Ich habe keinen Bruder. — من برادر ندارم.
  • Das Geschenk ist für den Vater. — هدیه برای پدر است.
اشتباه رایج:
بزرگ‌ترین اشتباه این است که مذکر را تغییر ندهید: Ich sehe der Mann غلط است؛ Ich sehe den Mann درست است.
۱۴ حالت Dativ؛ مفعول غیرمستقیم و بعضی حروف اضافه

Dativ در A1 بیشتر با بعضی حروف اضافه و در جمله‌هایی با معنی «به کسی» یا «برای کسی» دیده می‌شود. Dativ از Akkusativ کمی سنگین‌تر است، اما دانستن شکل‌های پایه آن برای مکالمه لازم است.

قانون و نکته‌های مهم:
• آرتیکل‌های Dativ: dem / der / dem / den + n برای جمع در بسیاری موارد.
• ضمیرهای مهم: mir = به من، dir = به تو، ihm = به او مذکر/خنثی، ihr = به او مؤنث، uns = به ما.
• حروف اضافه همیشه Dativ در A1: mit, nach, bei, von, zu, aus.
• بعد از zu برای رفتن به شخص یا مکان عمومی استفاده می‌شود: zum Arzt, zur Schule.
• mit همیشه Dativ می‌خواهد: mit dem Bus.
مثال‌های بیشتر
  • Ich fahre mit dem Bus. — من با اتوبوس می‌روم.
  • Sie geht zu der Schule / zur Schule. — او به مدرسه می‌رود.
  • Ich komme aus dem Iran. — من از ایران می‌آیم.
  • Er wohnt bei seiner Mutter. — او پیش مادرش زندگی می‌کند.
  • Kannst du mir helfen? — می‌توانی به من کمک کنی؟
  • Wir sprechen mit dem Lehrer. — ما با معلم صحبت می‌کنیم.
اشتباه رایج:
بعد از mit نباید Akkusativ بیاورید. mit den Bus برای مفرد غلط است؛ mit dem Bus درست است.
۱۵ منفی کردن با nicht

nicht برای منفی کردن فعل، صفت، قید، عبارت یا کل جمله استفاده می‌شود. جایگاه nicht به چیزی بستگی دارد که می‌خواهید منفی کنید. در A1 چند الگوی ساده کافی است تا جمله‌های روزمره درست بسازید.

قانون و نکته‌های مهم:
• برای منفی کردن فعل ساده، nicht معمولاً آخر جمله یا نزدیک آخر می‌آید: Ich komme nicht.
• برای منفی کردن صفت بعد از sein: Das ist nicht gut.
• برای منفی کردن یک بخش خاص، nicht قبل از همان بخش می‌آید: nicht heute, nicht hier.
• با فعل مدال، nicht معمولاً قبل از مصدر آخر جمله می‌آید یا قبل از بخش مورد نظر.
• برای اسم همراه ein/kein معمولاً kein بهتر است، نه nicht.
مثال‌های بیشتر
  • Ich verstehe nicht. — نمی‌فهمم.
  • Das ist nicht teuer. — این گران نیست.
  • Ich komme heute nicht. — امروز نمی‌آیم.
  • Sie wohnt nicht in Berlin. — او در برلین زندگی نمی‌کند.
  • Wir können morgen nicht kommen. — ما فردا نمی‌توانیم بیاییم.
  • Nicht heute, bitte. — امروز نه، لطفاً.
اشتباه رایج:
برای منفی کردن «یک اسم نامعین» معمولاً nicht نگذارید: Ich habe nicht ein Auto طبیعی نیست؛ Ich habe kein Auto درست‌تر است.
۱۶ منفی کردن با kein

kein برای منفی کردن اسم‌هایی استفاده می‌شود که با ein/eine می‌آیند یا بدون آرتیکل هستند. می‌توان آن را معادل «هیچ/یک ... ندارم» دانست، اما در آلمانی مثل آرتیکل صرف می‌شود و باید با جنس، تعداد و حالت اسم هماهنگ شود.

قانون و نکته‌های مهم:
• Nominativ: kein Mann / keine Frau / kein Kind / keine Bücher.
• Akkusativ مذکر: keinen Mann؛ مؤنث و خنثی مثل قبل: keine Frau, kein Kind.
• kein برای اسم است، نه برای فعل یا صفت.
• بعد از haben بسیار رایج است: Ich habe keine Zeit.
• برای جمع هم از keine استفاده می‌کنیم: keine Kinder.
مثال‌های بیشتر
  • Ich habe kein Auto. — من ماشین ندارم.
  • Sie hat keine Zeit. — او وقت ندارد.
  • Er hat keinen Bruder. — او برادر ندارد.
  • Wir haben keine Hausaufgaben. — ما تکلیف نداریم.
  • Das ist kein Problem. — این مشکل نیست.
  • Ich trinke keinen Kaffee. — من قهوه نمی‌نوشم.
اشتباه رایج:
kein را با nicht قاطی نکنید: Das ist nicht gut برای صفت درست است، اما Das ist kein Buch برای اسم درست است.
۱۷ ضمایر ملکی Possessivartikel

ضمایر ملکی نشان می‌دهند چیزی متعلق به چه کسی است: من، تو، او، ما و غیره. در آلمانی این کلمات مثل ein صرف می‌شوند و باید با اسم بعد از خود هماهنگ شوند، نه فقط با صاحب. یعنی جنس و حالت اسم بعدی مهم است.

قانون و نکته‌های مهم:
• mein = مال من، dein = مال تو، sein = مال او مذکر/خنثی، ihr = مال او مؤنث/آن‌ها، unser = مال ما، euer = مال شماها، Ihr = مال شما رسمی.
• پایانه‌ها مثل ein هستند: mein Vater, meine Mutter, mein Kind.
• در Akkusativ مذکر: meinen Vater, deinen Bruder.
• برای مؤنث و جمع معمولاً -e می‌آید: meine Schwester, meine Bücher.
• Ihr با حرف بزرگ برای حالت رسمی استفاده می‌شود.
مثال‌های بیشتر
  • Das ist mein Vater. — این پدر من است.
  • Meine Mutter wohnt in Hamburg. — مادرم در هامبورگ زندگی می‌کند.
  • Ich sehe deinen Bruder. — من برادر تو را می‌بینم.
  • Ist das Ihre Tasche? — آیا این کیف شماست؟
  • Unsere Wohnung ist klein. — آپارتمان ما کوچک است.
  • Sein Auto ist neu. — ماشین او جدید است.
اشتباه رایج:
اشتباه رایج این است که فقط صاحب را نگاه کنید. برای «مادر من» چون Mutter مؤنث است باید meine Mutter بگویید، نه mein Mutter.
۱۸ ضمیر رسمی Sie و تفاوت با sie

در آلمانی تفاوت بین خطاب دوستانه و رسمی مهم است. du برای یک نفر صمیمی یا هم‌سن‌وسال در فضای غیررسمی است، اما Sie برای خطاب محترمانه به یک یا چند نفر استفاده می‌شود. sie با حرف کوچک معنی‌های دیگری دارد.

قانون و نکته‌های مهم:
• Sie با S بزرگ همیشه خطاب رسمی است و فعل آن مثل sie جمع صرف می‌شود: Sie sind, Sie haben.
• sie با s کوچک می‌تواند «او مؤنث» باشد: sie ist؛ یا «آن‌ها» باشد: sie sind.
• در نامه و ایمیل رسمی، ضمایر Sie, Ihnen, Ihr با حرف بزرگ نوشته می‌شوند.
• برای افراد غریبه، استاد، کارمند اداره و موقعیت‌های رسمی از Sie استفاده کنید.
• اگر طرف مقابل اجازه داد، می‌توانید از du استفاده کنید.
مثال‌های بیشتر
  • Sind Sie Herr Müller? — آیا شما آقای مولر هستید؟
  • Wie heißen Sie? — نام شما چیست؟
  • Sie ist meine Schwester. — او خواهر من است.
  • Sie sind meine Freunde. — آن‌ها دوستان من هستند.
  • Haben Sie eine Frage? — آیا شما سؤالی دارید؟
  • Ich danke Ihnen. — از شما تشکر می‌کنم.
اشتباه رایج:
حرف بزرگ خیلی مهم است. sie sind می‌تواند «آن‌ها هستند» باشد، اما Sie sind یعنی «شما هستید» رسمی.
۱۹ اعداد، ساعت و تاریخ

اعداد برای خرید، شماره تلفن، سن، ساعت و تاریخ ضروری هستند. در آلمانی اعداد از ۲۱ به بعد برعکس فارسی و انگلیسی گفته می‌شوند: اول یکان، بعد und، بعد دهگان. برای ساعت رسمی و غیررسمی هم چند الگوی پایه وجود دارد.

قانون و نکته‌های مهم:
• ۲۱ = einundzwanzig؛ یعنی یک و بیست.
• برای ساعت رسمی: Es ist 14 Uhr 30.
• برای ساعت روزمره: halb drei یعنی ۲:۳۰، نه ۳:۳۰.
• am برای روزها و تاریخ‌ها می‌آید: am Montag, am ersten Mai.
• um برای ساعت دقیق استفاده می‌شود: um acht Uhr.
مثال‌های بیشتر
  • Ich bin 28 Jahre alt. — من ۲۸ ساله هستم.
  • Meine Telefonnummer ist 0176... — شماره تلفن من ۰۱۷۶... است.
  • Es ist acht Uhr. — ساعت هشت است.
  • Der Kurs beginnt um neun Uhr. — کلاس ساعت نه شروع می‌شود.
  • Heute ist Montag. — امروز دوشنبه است.
  • Ich habe am Freitag einen Termin. — جمعه وقت ملاقات دارم.
اشتباه رایج:
halb sechs یعنی پنج و نیم، نه شش و نیم. این یکی از رایج‌ترین اشتباهات فارسی‌زبان‌هاست.
۲۰ حروف اضافه زمان: am, um, im, von...bis

برای صحبت درباره زمان در آلمانی باید حرف اضافه درست را انتخاب کنید. در A1 چهار الگوی اصلی بسیار مهم هستند: um برای ساعت، am برای روز و تاریخ، im برای ماه و فصل، و von...bis برای بازه زمانی.

قانون و نکته‌های مهم:
• um + ساعت: um 8 Uhr.
• am + روز/تاریخ/بخش‌هایی مثل Wochenende: am Montag, am Wochenende.
• im + ماه/فصل: im Juni, im Sommer.
• von...bis برای شروع و پایان زمان: von 9 bis 12 Uhr.
• برای سال معمولاً بدون حرف اضافه می‌آید: 2026 یا im Jahr 2026.
مثال‌های بیشتر
  • Der Kurs beginnt um neun Uhr. — کلاس ساعت نه شروع می‌شود.
  • Ich arbeite am Montag. — من دوشنبه کار می‌کنم.
  • Wir fahren im Sommer nach Deutschland. — ما تابستان به آلمان می‌رویم.
  • Die Praxis ist von acht bis zwölf geöffnet. — مطب از ۸ تا ۱۲ باز است.
  • Am Wochenende lerne ich Deutsch. — آخر هفته آلمانی می‌خوانم.
  • Ich habe im Mai Geburtstag. — تولدم در ماه می است.
اشتباه رایج:
برای ساعت از am استفاده نکنید. am 8 Uhr غلط است؛ um 8 Uhr درست است.
۲۱ حروف اضافه مکان: in, an, auf, vor, hinter, neben

حروف اضافه مکان برای گفتن جای اشیا و افراد به کار می‌روند. در A1 ابتدا معنی مکانی آن‌ها را یاد می‌گیرید. بسیاری از این حروف اضافه دوحالته هستند، یعنی بسته به ثابت بودن یا حرکت می‌توانند Dativ یا Akkusativ بگیرند.

قانون و نکته‌های مهم:
• wo? یعنی کجا؟ برای مکان ثابت معمولاً Dativ می‌آید.
• in = داخل، an = کنار/چسبیده به سطح یا کنار آب، auf = روی سطح.
• vor = جلوی، hinter = پشت، neben = کنار.
• برای مکان ثابت: in dem = im، an dem = am.
• در A1 بیشتر با مثال حفظ کنید: im Zimmer, auf dem Tisch, an der Wand.
مثال‌های بیشتر
  • Das Buch liegt auf dem Tisch. — کتاب روی میز است.
  • Ich bin im Zimmer. — من در اتاق هستم.
  • Das Bild hängt an der Wand. — عکس روی دیوار آویزان است.
  • Die Tasche steht neben dem Stuhl. — کیف کنار صندلی است.
  • Das Auto steht vor dem Haus. — ماشین جلوی خانه است.
  • Der Garten ist hinter dem Haus. — باغ پشت خانه است.
اشتباه رایج:
in و auf را با فارسی قاطی نکنید. برای شهرها می‌گوییم in Berlin، اما برای بعضی مکان‌ها مثل auf dem Markt الگوی جدا وجود دارد.
۲۲ جهت و حرکت: wohin? با Akkusativ

وقتی درباره مقصد یا حرکت به سمت جایی صحبت می‌کنیم، سؤال wohin? مطرح می‌شود. در حروف اضافه دوحالته، اگر حرکت به سمت مقصد باشد معمولاً Akkusativ می‌آید. این تفاوت با wo? یکی از نکته‌های مهم A1 است.

قانون و نکته‌های مهم:
• wo? = مکان ثابت → معمولاً Dativ.
• wohin? = حرکت به سمت مقصد → معمولاً Akkusativ.
• in das = ins، an das = ans.
• برای رفتن به خانه: nach Hause؛ برای در خانه بودن: zu Hause.
• فعل‌های حرکت مثل gehen, fahren, kommen معمولاً با مقصد می‌آیند.
مثال‌های بیشتر
  • Ich gehe in die Schule. — من به مدرسه می‌روم.
  • Wir fahren in die Stadt. — ما به شهر می‌رویم.
  • Er geht ins Kino. — او به سینما می‌رود.
  • Ich stelle die Tasche auf den Tisch. — کیف را روی میز می‌گذارم.
  • Wohin gehst du? — به کجا می‌روی؟
  • Ich gehe nach Hause. — من به خانه می‌روم.
اشتباه رایج:
فرق im Kino و ins Kino مهم است: Ich bin im Kino یعنی در سینما هستم؛ Ich gehe ins Kino یعنی به سینما می‌روم.
۲۳ افعال جداشدنی Trennbare Verben

بعضی فعل‌ها پیشوندی دارند که در جمله از فعل جدا می‌شود و به آخر جمله می‌رود. این افعال در مکالمه روزمره بسیار زیادند، مثل بیدار شدن، خرید کردن، زنگ زدن و شروع شدن. باید هم معنی فعل کامل و هم جای پیشوند را یاد بگیرید.

قانون و نکته‌های مهم:
• در مصدر، فعل یک‌کلمه‌ای است: aufstehen, einkaufen, anrufen.
• در جمله خبری، فعل صرف می‌شود و پیشوند به آخر جمله می‌رود: Ich stehe auf.
• در سؤال بله/خیر، فعل اول و پیشوند آخر می‌ماند: Stehst du früh auf?
• در Perfekt، ge معمولاً بین پیشوند و ریشه می‌آید: aufgestanden, eingekauft.
• پیشوند اغلب معنی فعل را تغییر می‌دهد؛ hören با aufhören فرق دارد.
مثال‌های بیشتر
  • Ich stehe früh auf. — من زود بیدار می‌شوم.
  • Sie kauft im Supermarkt ein. — او در سوپرمارکت خرید می‌کند.
  • Rufst du mich heute an? — امروز به من زنگ می‌زنی؟
  • Der Kurs fängt um neun Uhr an. — کلاس ساعت ۹ شروع می‌شود.
  • Wir sehen am Abend fern. — ما شب تلویزیون تماشا می‌کنیم.
  • Wann kommst du zurück? — چه زمانی برمی‌گردی؟
اشتباه رایج:
نباید پیشوند را وسط جمله رها کنید. Ich aufstehe früh غلط است؛ Ich stehe früh auf درست است.
۲۴ افعال مُدال können, müssen, wollen, möchten

افعال مدال معنی فعل اصلی را تغییر می‌دهند: توانستن، مجبور بودن، خواستن یا مایل بودن. در A1 همین چند فعل برای درخواست، برنامه، توانایی و اجبار کافی هستند. بعد از فعل مدال، فعل اصلی به صورت مصدر به آخر جمله می‌رود.

قانون و نکته‌های مهم:
• können = توانستن؛ müssen = مجبور بودن/باید؛ wollen = خواستن؛ möchten = مایل بودن مؤدبانه.
• صرف‌ها بی‌قاعده‌اند: ich kann, du kannst, er kann؛ ich muss, du musst, er muss.
• فعل اصلی در آخر جمله مصدر می‌ماند: Deutsch sprechen, Kaffee trinken.
• möchten برای سفارش و درخواست محترمانه بسیار رایج است.
• در سؤال، فعل مدال به اول یا جایگاه دوم می‌آید و مصدر آخر می‌ماند.
مثال‌های بیشتر
  • Ich kann Deutsch sprechen. — من می‌توانم آلمانی صحبت کنم.
  • Du musst heute lernen. — تو باید امروز درس بخوانی.
  • Wir wollen ins Kino gehen. — ما می‌خواهیم به سینما برویم.
  • Ich möchte einen Kaffee. — من یک قهوه می‌خواهم.
  • Kannst du mir helfen? — می‌توانی به من کمک کنی؟
  • Was möchten Sie trinken? — چه چیزی میل دارید بنوشید؟
اشتباه رایج:
بعد از فعل مدال، فعل دوم را صرف نکنید. Ich kann spreche غلط است؛ Ich kann sprechen درست است.
۲۵ امر Imperativ برای du, ihr, Sie

Imperativ برای دستور، درخواست، راهنمایی و پیشنهاد مستقیم استفاده می‌شود. در آلمانی شکل امر بسته به مخاطب فرق دارد: یک نفر صمیمی، چند نفر صمیمی یا حالت رسمی. با bitte جمله بسیار مؤدبانه‌تر می‌شود.

قانون و نکته‌های مهم:
• برای du: معمولاً ریشه فعل یا شکل بدون -st: Komm! Lern!
• برای ihr: شکل صرف‌شده ihr بدون خود ihr: Kommt! Lernt!
• برای Sie رسمی: فعل + Sie: Kommen Sie! Lernen Sie!
• در فعل‌های بی‌قاعده ممکن است تغییر ریشه بماند: essen → Iss! sprechen → Sprich!
• لطفاً را می‌توان اول، وسط یا آخر آورد: Bitte kommen Sie. / Kommen Sie bitte.
مثال‌های بیشتر
  • Komm bitte hierher! — لطفاً بیا اینجا!
  • Lern Deutsch! — آلمانی یاد بگیر!
  • Kommt bitte pünktlich! — لطفاً به‌موقع بیایید!
  • Sprechen Sie bitte langsam! — لطفاً آهسته صحبت کنید!
  • Iss mehr Gemüse! — سبزیجات بیشتری بخور!
  • Warten Sie bitte einen Moment! — لطفاً یک لحظه صبر کنید!
اشتباه رایج:
برای Sie نباید فقط مصدر بیاورید. Bitte kommen! در خطاب رسمی کامل نیست؛ Kommen Sie bitte! درست است.
۲۶ ساختار جمله با فعل مُدال و مصدر آخر جمله

این ساختار یکی از مهم‌ترین الگوهای جمله‌سازی آلمانی است. وقتی فعل مدال داریم، فقط فعل مدال صرف می‌شود و فعل اصلی بدون صرف، به شکل مصدر، در آخر جمله قرار می‌گیرد. این الگو در سؤال و جمله خبری حفظ می‌شود.

قانون و نکته‌های مهم:
• جمله خبری: فاعل + فعل مدال صرف‌شده + ادامه جمله + مصدر.
• سؤال بله/خیر: فعل مدال + فاعل + ادامه جمله + مصدر؟
• W-Frage: کلمه پرسشی + فعل مدال + فاعل + ادامه جمله + مصدر؟
• اگر فعل جداشدنی همراه مدال بیاید، به صورت مصدر کامل در آخر می‌آید: einkaufen gehen.
• در جمله‌های طولانی، آخر جمله را فراموش نکنید.
مثال‌های بیشتر
  • Ich möchte heute Deutsch lernen. — من می‌خواهم امروز آلمانی یاد بگیرم.
  • Wir müssen morgen arbeiten. — ما باید فردا کار کنیم.
  • Kannst du gut schwimmen? — خوب می‌توانی شنا کنی؟
  • Wann willst du einkaufen gehen? — چه زمانی می‌خواهی خرید بروی؟
  • Sie kann sehr gut kochen. — او خیلی خوب می‌تواند آشپزی کند.
  • Ich muss um sieben Uhr aufstehen. — باید ساعت هفت بیدار شوم.
اشتباه رایج:
زبان‌آموزان گاهی مصدر آخر جمله را حذف می‌کنند: Ich möchte einen Kaffee trinken درست است؛ Ich möchte einen Kaffee هم برای سفارش قهوه قابل قبول است، اما برای فعل اصلی باید مصدر را بیاورید.
۲۷ گذشته ساده روزمره با war و hatte

در سطح A1 برای صحبت درباره گذشته، قبل از Perfekt معمولاً دو فعل بسیار مهم را یاد می‌گیریم: war و hatte. این‌ها گذشته ساده sein و haben هستند و در مکالمه روزمره، پیام‌ها و روایت‌های کوتاه زیاد استفاده می‌شوند.

قانون و نکته‌های مهم:
• sein در گذشته: ich war, du warst, er/sie/es war, wir waren, ihr wart, sie/Sie waren.
• haben در گذشته: ich hatte, du hattest, er/sie/es hatte, wir hatten, ihr hattet, sie/Sie hatten.
• war برای وضعیت، مکان، شغل، حس و توصیف گذشته استفاده می‌شود.
• hatte برای داشتن وقت، مشکل، قرار، درد یا مالکیت در گذشته استفاده می‌شود.
• قیدهای رایج گذشته: gestern, letzte Woche, am Montag.
مثال‌های بیشتر
  • Ich war gestern krank. — من دیروز مریض بودم.
  • Wir waren im Kurs. — ما در کلاس بودیم.
  • Sie hatte keine Zeit. — او وقت نداشت.
  • Hattest du einen Termin? — وقت ملاقات داشتی؟
  • Das Wetter war schön. — هوا خوب بود.
  • Ich hatte Kopfschmerzen. — سردرد داشتم.
اشتباه رایج:
نگویید Ich bin gestern krank برای گذشته. باید بگویید Ich war gestern krank.
۲۸ Perfekt مقدماتی برای کارهای روزمره

Perfekt رایج‌ترین زمان گذشته در مکالمه آلمانی است. در A1 لازم نیست همه جزئیات را بدانید، اما باید ساختار کلی را بفهمید: یک فعل کمکی صرف‌شده و یک Partizip II در آخر جمله. این ساختار برای گفتن کارهایی که انجام داده‌اید بسیار کاربردی است.

قانون و نکته‌های مهم:
• ساختار: فاعل + haben/sein صرف‌شده + ادامه جمله + Partizip II.
• بیشتر فعل‌ها با haben می‌آیند: Ich habe gelernt.
• افعال حرکت یا تغییر حالت معمولاً با sein می‌آیند: Ich bin gegangen.
• فعل منظم: ge + ریشه + t؛ machen → gemacht، lernen → gelernt.
• افعال جداشدنی: aufstehen → aufgestanden، einkaufen → eingekauft.
مثال‌های بیشتر
  • Ich habe Deutsch gelernt. — من آلمانی خواندم/یاد گرفتم.
  • Wir haben Pizza gegessen. — ما پیتزا خوردیم.
  • Er ist nach Hause gegangen. — او به خانه رفت.
  • Sie hat Musik gehört. — او موسیقی گوش داد.
  • Ich bin früh aufgestanden. — من زود بیدار شدم.
  • Hast du die Hausaufgaben gemacht? — تکالیف را انجام دادی؟
اشتباه رایج:
جای Partizip II آخر جمله است. Ich habe gelernt Deutsch غلط است؛ Ich habe Deutsch gelernt درست است.
۲۹ رابطه جمله‌ها با und, aber, oder, denn

برای اینکه فقط جمله‌های کوتاه جدا جدا نگویید، باید چند حرف ربط ساده را بلد باشید. und، aber، oder و denn در سطح A1 بسیار مهم‌اند، چون بدون تغییر پیچیده در جای فعل، جمله‌ها را به هم وصل می‌کنند.

قانون و نکته‌های مهم:
• und = و، برای اضافه کردن اطلاعات.
• aber = اما، برای تضاد.
• oder = یا، برای انتخاب.
• denn = چون، برای دلیل؛ بعد از denn فعل در جایگاه دوم جمله دوم می‌ماند.
• این حروف ربط فعل را به آخر نمی‌برند؛ برخلاف weil که معمولاً در سطح بعدی می‌آید.
مثال‌های بیشتر
  • Ich lerne Deutsch und ich arbeite. — من آلمانی می‌خوانم و کار می‌کنم.
  • Sie ist müde, aber sie kommt zum Kurs. — او خسته است، اما به کلاس می‌آید.
  • Möchtest du Tee oder Kaffee? — چای می‌خواهی یا قهوه؟
  • Ich bleibe zu Hause, denn ich bin krank. — در خانه می‌مانم، چون مریض هستم.
  • Er wohnt in Berlin, aber seine Familie wohnt in Hamburg. — او در برلین زندگی می‌کند، اما خانواده‌اش در هامبورگ هستند.
  • Wir gehen spazieren oder wir kochen zu Hause. — پیاده‌روی می‌رویم یا در خانه آشپزی می‌کنیم.
اشتباه رایج:
بعد از denn جای فعل را آخر نبرید. denn ich krank bin غلط است؛ denn ich bin krank درست است.
۳۰ صفت‌های ساده، مقایسه و sehr/zu

در A1 صفت‌ها بیشتر برای توصیف ساده آدم‌ها، اشیا، مکان‌ها و احساسات استفاده می‌شوند. وقتی صفت بعد از sein می‌آید، معمولاً پایانۀ خاص نمی‌گیرد. همچنین با sehr و zu می‌توانید شدت را نشان دهید و با -er مقایسه ساده بسازید.

قانون و نکته‌های مهم:
• بعد از sein: صفت ساده می‌آید: Das Zimmer ist groß.
• sehr یعنی خیلی و معمولاً مثبت یا خنثی است: sehr schön.
• zu یعنی بیش از حد و اغلب منفی است: zu teuer.
• مقایسه ساده: klein → kleiner، schnell → schneller.
• چند صفت بی‌قاعده مهم: gut → besser، viel → mehr، gern → lieber.
مثال‌های بیشتر
  • Das Zimmer ist groß. — اتاق بزرگ است.
  • Der Kurs ist sehr interessant. — کلاس خیلی جالب است.
  • Die Wohnung ist zu teuer. — آپارتمان بیش از حد گران است.
  • Mein Auto ist kleiner als dein Auto. — ماشین من از ماشین تو کوچک‌تر است.
  • Deutsch ist nicht schwer, aber es braucht Übung. — آلمانی سخت نیست، اما تمرین لازم دارد.
  • Dieser Kaffee ist besser. — این قهوه بهتر است.
اشتباه رایج:
بعد از sein صفت را مثل قبل اسم صرف نکنید. Das Zimmer ist großes غلط است؛ Das Zimmer ist groß درست است.
۳۱ ضمایر شخصی در Akkusativ: mich, dich, ihn...

بعد از بعضی فعل‌ها، شخص یا چیز در نقش مفعول مستقیم قرار می‌گیرد. در این حالت ضمیر دیگر همیشه مثل حالت فاعلی نمی‌ماند. در سطح A1 این موضوع برای جمله‌هایی مثل «من او را می‌بینم»، «او من را می‌شناسد» یا «ما شما را دعوت می‌کنیم» خیلی مهم است.

Nominativ → Akkusativ: ich → mich / du → dich / er → ihn / sie → sie / es → es / wir → uns / ihr → euch / sie → sie / Sie → Sie
نکته مهم: در فارسی معمولاً «را» کمک می‌کند مفعول مستقیم را تشخیص بدهیم. اما در آلمانی باید ضمیر درست Akkusativ را حفظ کنید.
مثال
  • Ich sehe dich. — من تو را می‌بینم.
  • Er kennt mich. — او من را می‌شناسد.
  • Wir besuchen ihn am Samstag. — ما شنبه او را ملاقات می‌کنیم.
  • Kannst du uns helfen? — می‌توانی به ما کمک کنی؟
  • Ich lade euch ein. — من شماها را دعوت می‌کنم.
  • Sie ruft mich morgen an. — او فردا به من زنگ می‌زند.
۳۲ ضمایر شخصی در Dativ: mir, dir, ihm...

Dativ معمولاً برای مفعول غیرمستقیم، گیرنده، مخاطب یا شخصی که چیزی به او داده/گفته/کمک می‌شود استفاده می‌شود. بسیاری از زبان‌آموزان ایرانی Akkusativ و Dativ را با هم اشتباه می‌گیرند، اما در A1 کافی است ضمایر اصلی و چند فعل پرکاربرد را خوب یاد بگیرید.

Nominativ → Dativ: ich → mir / du → dir / er → ihm / sie → ihr / es → ihm / wir → uns / ihr → euch / sie → ihnen / Sie → Ihnen
نکته مهم: حرف بزرگ در Ihnen برای حالت رسمی Sie مهم است. ihnen با حرف کوچک یعنی «به آن‌ها»، ولی Ihnen با حرف بزرگ یعنی «به شما» رسمی.
مثال
  • Ich helfe dir. — من به تو کمک می‌کنم.
  • Der Lehrer erklärt uns die Grammatik. — معلم گرامر را برای ما توضیح می‌دهد.
  • Wie geht es Ihnen? — حال شما چطور است؟
  • Das gefällt mir. — این به من خوش می‌آید.
  • Ich schreibe ihr eine Nachricht. — من برای او یک پیام می‌نویسم.
  • Er gibt dem Kind ein Buch. — او به بچه یک کتاب می‌دهد.
۳۳ حروف اضافه همیشه Dativ: mit, nach, bei, zu, von, aus, seit

بعضی حروف اضافه در آلمانی همیشه Dativ می‌گیرند. یعنی اسم یا ضمیر بعد از آن‌ها باید در حالت Dativ بیاید. این گروه در A1 بسیار مهم است، چون در مکالمه‌های روزمره مثل رفتن به خانه، آمدن از ایران، بودن پیش پزشک یا صحبت درباره زمان استفاده می‌شود.

بعد از این حروف اضافه Dativ می‌آید: mit + Dativ / nach + Dativ / bei + Dativ / zu + Dativ / von + Dativ / aus + Dativ / seit + Dativ
نکته مهم: zu der اغلب به zur و zu dem اغلب به zum تبدیل می‌شود. مثال: zur Schule، zum Arzt.
مثال
  • Ich fahre mit dem Bus. — من با اتوبوس می‌روم.
  • Sie kommt aus dem Iran. — او از ایران می‌آید.
  • Wir gehen zu der Ärztin. — ما پیش پزشک زن می‌رویم.
  • Ich bin bei meinem Freund. — من پیش دوستم هستم.
  • Nach dem Kurs gehe ich nach Hause. — بعد از کلاس به خانه می‌روم.
  • Seit einem Jahr lerne ich Deutsch. — از یک سال پیش آلمانی یاد می‌گیرم.
۳۴ حروف اضافه همیشه Akkusativ: für, ohne, durch, gegen, um

گروهی از حروف اضافه همیشه Akkusativ می‌گیرند. این‌ها در سطح A1 برای خرید، مسیر، زمان تقریبی، هدیه دادن و جمله‌های ساده روزمره زیاد استفاده می‌شوند. کافی است بعد از این حروف، تغییرات der/ein را در Akkusativ رعایت کنید.

بعد از این حروف اضافه Akkusativ می‌آید: für + Akkusativ / ohne + Akkusativ / durch + Akkusativ / gegen + Akkusativ / um + Akkusativ
نکته مهم: در Akkusativ فقط مذکر خیلی واضح تغییر می‌کند: der → den و ein → einen.
مثال
  • Ich kaufe ein Geschenk für meinen Bruder. — من برای برادرم یک هدیه می‌خرم.
  • Ohne dich gehe ich nicht. — بدون تو نمی‌روم.
  • Wir gehen durch den Park. — ما از داخل پارک رد می‌شویم.
  • Der Kurs beginnt um acht Uhr. — کلاس ساعت هشت شروع می‌شود.
  • Ich bin gegen diesen Plan. — من با این برنامه مخالفم.
  • Sie trinkt Kaffee ohne Zucker. — او قهوه را بدون شکر می‌نوشد.
۳۵ حروف اضافه دوحالته Wechselpräpositionen

برخی حروف اضافه گاهی Dativ و گاهی Akkusativ می‌گیرند. قانون ساده این است: اگر درباره مکان ثابت می‌پرسیم «کجا؟» یعنی wo، معمولاً Dativ می‌آید. اگر درباره جهت و حرکت به سمت جایی می‌پرسیم «به کجا؟» یعنی wohin، معمولاً Akkusativ می‌آید.

wo? + Dativ: in dem Zimmer / auf dem Tisch — wohin? + Akkusativ: in das Zimmer / auf den Tisch
نکته مهم: افعال liegen/stehen/sitzen/hängen معمولاً مکان ثابت می‌سازند. افعال legen/stellen/setzen/hängen معمولاً حرکت و تغییر مکان می‌سازند.
مثال
  • Das Buch liegt auf dem Tisch. — کتاب روی میز قرار دارد.
  • Ich lege das Buch auf den Tisch. — من کتاب را روی میز می‌گذارم.
  • Ich bin in der Schule. — من در مدرسه هستم.
  • Ich gehe in die Schule. — من به مدرسه می‌روم.
  • Das Bild hängt an der Wand. — عکس روی دیوار آویزان است.
  • Ich hänge das Bild an die Wand. — من عکس را به دیوار آویزان می‌کنم.
۳۶ ساختار es gibt + Akkusativ

برای گفتن «وجود دارد»، «هست» یا «پیدا می‌شود» در آلمانی از ساختار es gibt استفاده می‌کنیم. این ساختار در معرفی شهر، خانه، کلاس، برنامه و امکانات خیلی کاربرد دارد. نکته مهم این است که اسم بعد از es gibt در حالت Akkusativ می‌آید.

es gibt + Akkusativ = وجود دارد / هست / پیدا می‌شود
نکته مهم: نگویید ist یک ایستگاه وجود دارد. برای «وجود داشتن» در آلمانی معمولاً es gibt طبیعی‌تر است.
مثال
  • In meiner Stadt gibt es einen Bahnhof. — در شهر من یک ایستگاه قطار وجود دارد.
  • Gibt es hier eine Apotheke? — اینجا داروخانه هست؟
  • In der Wohnung gibt es zwei Zimmer. — در آپارتمان دو اتاق وجود دارد.
  • Es gibt keinen Parkplatz. — جای پارک وجود ندارد.
  • Im Kurs gibt es viele Übungen. — در کلاس تمرین‌های زیادی وجود دارد.
  • Heute gibt es ein Problem. — امروز یک مشکل وجود دارد.
۳۷ ضمیر نامعین man

man در آلمانی برای صحبت کلی درباره مردم، قانون عمومی، عادت‌ها یا کاری که «آدم/انسان/هرکسی» انجام می‌دهد استفاده می‌شود. در فارسی گاهی آن را با «آدم»، «انسان»، «می‌شود» یا «باید» ترجمه می‌کنیم. فعل بعد از man همیشه مثل er/sie/es صرف می‌شود.

man + فعل سوم‌شخص مفرد: man ist / man hat / man kann / man muss / man lernt
نکته مهم: man با Mann فرق دارد. man یعنی «آدم/مردم به طور کلی»، اما der Mann یعنی «مرد».
مثال
  • In Deutschland spricht man Deutsch. — در آلمان آلمانی صحبت می‌کنند.
  • Hier darf man nicht rauchen. — اینجا نمی‌شود سیگار کشید.
  • Wie sagt man das auf Deutsch? — این را به آلمانی چطور می‌گویند؟
  • Man muss pünktlich sein. — آدم باید وقت‌شناس باشد.
  • Im Kurs lernt man viele Wörter. — در کلاس آدم کلمات زیادی یاد می‌گیرد.
  • Man kann hier mit Karte bezahlen. — اینجا می‌شود با کارت پرداخت کرد.
۳۸ قیدهای زمان و تکرار: immer, oft, manchmal, nie

برای صحبت درباره عادت‌ها و برنامه روزانه، قیدهای تکرار بسیار مهم هستند. این قیدها نشان می‌دهند کاری چند وقت یک‌بار انجام می‌شود. در جمله آلمانی معمولاً بعد از فعل صرف‌شده یا نزدیک بخش میانی جمله می‌آیند.

immer = همیشه / oft = اغلب / manchmal = گاهی / selten = به‌ندرت / nie = هرگز
نکته مهم: nie خودش منفی است؛ معمولاً لازم نیست با nicht دوباره منفی شود. نگویید: Ich rauche nicht nie.
مثال
  • Ich trinke immer Tee. — من همیشه چای می‌نوشم.
  • Er kommt oft zu spät. — او اغلب دیر می‌آید.
  • Wir gehen manchmal ins Kino. — ما گاهی به سینما می‌رویم.
  • Sie isst selten Fleisch. — او به‌ندرت گوشت می‌خورد.
  • Ich rauche nie. — من هرگز سیگار نمی‌کشم.
  • Lernst du oft Deutsch? — آیا اغلب آلمانی می‌خوانی؟
۳۹ ترتیب زمان و مکان در جمله ساده

در جمله‌های ساده آلمانی، فعل صرف‌شده جایگاه دوم را نگه می‌دارد. بعد از آن معمولاً اطلاعات زمان قبل از مکان می‌آید. این قانون برای نوشتن جمله‌های تمیز و طبیعی در A1 خیلی کمک می‌کند.

ساختار رایج: فاعل + فعل + زمان + مکان — یا: زمان + فعل + فاعل + مکان
نکته مهم: اگر جمله را با زمان شروع کنید، فعل همچنان جایگاه دوم است: Heute gehe ich... نه Heute ich gehe...
مثال
  • Ich lerne heute zu Hause Deutsch. — من امروز در خانه آلمانی می‌خوانم.
  • Wir treffen uns morgen im Café. — ما فردا در کافه همدیگر را می‌بینیم.
  • Am Montag gehe ich zur Schule. — دوشنبه به مدرسه می‌روم.
  • Heute arbeitet mein Vater im Büro. — امروز پدرم در دفتر کار می‌کند.
  • Sie fährt am Wochenende nach Berlin. — او آخر هفته به برلین می‌رود.
  • Nach dem Kurs gehe ich nach Hause. — بعد از کلاس به خانه می‌روم.
۴۰ صفت قبل از اسم در سطح A1

صفت در آلمانی می‌تواند بعد از فعل sein بیاید یا قبل از اسم قرار بگیرد. وقتی صفت بعد از sein می‌آید، ساده‌تر است و تغییر نمی‌کند. اما وقتی قبل از اسم می‌آید، معمولاً یک پایانه می‌گیرد. در A1 بیشتر با شکل‌های ساده و پرکاربرد آن آشنا می‌شویم.

بعد از sein بدون تغییر: Das Auto ist neu. — قبل از اسم با پایانه: ein neues Auto / der neue Lehrer
نکته مهم: در A1 لازم نیست همه جدول‌های صفت را کامل حفظ کنید، اما تفاوت «صفت بعد از فعل» و «صفت قبل از اسم» را باید بشناسید.
مثال
  • Das Zimmer ist klein. — اتاق کوچک است.
  • Ich habe ein kleines Zimmer. — من یک اتاق کوچک دارم.
  • Der Lehrer ist nett. — معلم مهربان است.
  • Das ist ein netter Lehrer. — این یک معلم مهربان است.
  • Die Tasche ist schön. — کیف زیباست.
  • Ich kaufe eine schöne Tasche. — من یک کیف زیبا می‌خرم.
۴۱ ضمایر اشاره dieser, diese, dieses

برای اشاره به یک شخص یا چیز مشخص از dieser/diese/dieses استفاده می‌کنیم. معنی آن معمولاً «این» یا «این ... خاص» است. این کلمات مثل حرف تعریف der/die/das با جنس و حالت اسم هماهنگ می‌شوند.

Nominativ: dieser Mann / diese Frau / dieses Kind — Akkusativ مذکر: diesen Mann
نکته مهم: در مکالمه روزمره das هم زیاد برای اشاره استفاده می‌شود: Das ist mein Bruder. اما dieser/diese/dieses دقیق‌تر و رسمی‌تر است.
مثال
  • Dieser Kurs ist sehr gut. — این کلاس خیلی خوب است.
  • Diese Frau ist meine Lehrerin. — این خانم معلم من است.
  • Dieses Buch ist teuer. — این کتاب گران است.
  • Ich kaufe diesen Stift. — من این خودکار را می‌خرم.
  • Kennst du diese Person? — این شخص را می‌شناسی؟
  • Dieses Zimmer ist frei. — این اتاق آزاد است.
۴۲ gern, lieber, am liebsten

برای گفتن اینکه کاری را دوست داریم انجام دهیم، در آلمانی خیلی وقت‌ها از gern استفاده می‌کنیم. برای مقایسه علاقه از lieber و برای بیشترین علاقه از am liebsten استفاده می‌شود. این ساختار در مکالمه A1 بسیار مهم است.

gern = با میل / دوست دارم — lieber = ترجیح می‌دهم — am liebsten = از همه بیشتر دوست دارم
نکته مهم: gern معمولاً با فعل می‌آید، نه فقط با اسم. برای اسم‌ها می‌توانید sagen: Ich mag Kaffee.
مثال
  • Ich trinke gern Kaffee. — من قهوه دوست دارم/با میل قهوه می‌نوشم.
  • Ich spiele gern Fußball. — من فوتبال بازی کردن را دوست دارم.
  • Ich trinke lieber Tee. — من چای را ترجیح می‌دهم.
  • Am liebsten esse ich Pizza. — از همه بیشتر پیتزا دوست دارم.
  • Was machst du gern? — چه کاری را دوست داری انجام بدهی؟
  • Ich lerne lieber am Abend. — ترجیح می‌دهم عصر درس بخوانم.
۴۳ فعل‌های Dativ مهم: helfen, danken, gefallen

بعضی فعل‌ها در آلمانی به جای Akkusativ، مفعول Dativ می‌گیرند. این برای فارسی‌زبان‌ها کمی غیرطبیعی است، چون معنی فارسی همیشه مشخص نمی‌کند که باید Dativ بیاید. در A1 چند فعل بسیار مهم را باید با Dativ حفظ کرد.

helfen + Dativ / danken + Dativ / gefallen + Dativ / antworten + Dativ
نکته مهم: فعل gefallen برعکس فارسی فکر می‌شود: Das gefällt mir یعنی «این به من خوش می‌آید»، نه Ich gefalle das.
مثال
  • Ich helfe meinem Bruder. — من به برادرم کمک می‌کنم.
  • Kannst du mir helfen? — می‌توانی به من کمک کنی؟
  • Ich danke Ihnen. — از شما تشکر می‌کنم.
  • Das Kleid gefällt mir. — این لباس به من خوش می‌آید.
  • Der Film gefällt uns nicht. — فیلم به ما خوش نمی‌آید.
  • Bitte antworten Sie mir. — لطفاً به من پاسخ بدهید.
۴۴ افعال بازتابی ساده: sich waschen, sich treffen

در افعال بازتابی، کاری به خود شخص برمی‌گردد؛ مثل شستن خود، آماده شدن یا ملاقات کردن همدیگر. در سطح A1 فقط چند فعل پرکاربرد کافی است. ضمیر بازتابی با فاعل جمله تغییر می‌کند.

ich wasche mich / du wäschst dich / er wäscht sich / wir waschen uns / ihr wascht euch / sie waschen sich
نکته مهم: همه فعل‌هایی که در فارسی «خودم» دارند در آلمانی الزاماً بازتابی نیستند، اما افعال معروف را بهتر است با sich حفظ کنید.
مثال
  • Ich wasche mich. — من خودم را می‌شویم.
  • Du wäschst dich am Morgen. — تو صبح خودت را می‌شویی.
  • Er freut sich. — او خوشحال می‌شود.
  • Wir treffen uns um acht Uhr. — ما ساعت هشت همدیگر را می‌بینیم.
  • Bereiten Sie sich vor? — آیا خودتان را آماده می‌کنید؟
  • Sie zieht sich an. — او لباس می‌پوشد.
۴۵ تفاوت wissen و kennen

هر دو فعل می‌توانند در فارسی «دانستن/شناختن» ترجمه شوند، اما کاربردشان فرق دارد. wissen برای دانستن اطلاعات، پاسخ، حقیقت یا یک جمله کامل است. kennen برای شناختن شخص، مکان، فیلم، کتاب یا تجربه آشنایی با چیزی استفاده می‌شود.

wissen + اطلاعات/جمله — kennen + شخص/مکان/چیز مشخص
نکته مهم: صرف wissen بی‌قاعده است: ich weiß / du weißt / er weiß / wir wissen.
مثال
  • Ich weiß die Antwort. — من جواب را می‌دانم.
  • Weißt du, wo er wohnt? — می‌دانی او کجا زندگی می‌کند؟
  • Ich kenne Sara. — من سارا را می‌شناسم.
  • Kennst du dieses Restaurant? — این رستوران را می‌شناسی؟
  • Ich weiß das nicht. — من این را نمی‌دانم.
  • Wir kennen Berlin gut. — ما برلین را خوب می‌شناسیم.
۴۶ تفاوت mögen و möchten

mögen یعنی دوست داشتن یا علاقه داشتن. möchten شکل مؤدبانه و کاربردی برای «می‌خواهم/مایلم» است و در سفارش غذا، خرید، درخواست و مکالمه رسمی خیلی استفاده می‌شود. هر دو در A1 بسیار مهم هستند، اما کاربردشان یکی نیست.

mögen = دوست داشتن — möchten = خواستن مؤدبانه / مایل بودن
نکته مهم: برای سفارش دادن معمولاً möchten بهتر و مؤدبانه‌تر از wollen است: Ich möchte...
مثال
  • Ich mag Kaffee. — من قهوه دوست دارم.
  • Magst du Musik? — موسیقی دوست داری؟
  • Ich möchte einen Kaffee. — من یک قهوه می‌خواهم.
  • Möchten Sie bezahlen? — مایلید پرداخت کنید؟
  • Wir möchten Deutsch lernen. — ما می‌خواهیم آلمانی یاد بگیریم.
  • Er mag keinen Fisch. — او ماهی دوست ندارد.
۴۷ افعال مُدال dürfen و sollen

در نسخه قبلی چند فعل مدال مهم مثل können, müssen, wollen, möchten آمده بود. دو فعل dürfen و sollen هم در A1 بسیار کاربردی‌اند. dürfen برای اجازه داشتن یا نداشتن استفاده می‌شود. sollen برای توصیه، وظیفه یا اینکه کسی گفته کاری انجام شود به کار می‌رود.

dürfen = اجازه داشتن — sollen = باید/قرار است/توصیه شده است
نکته مهم: مثل بقیه افعال مدال، فعل اصلی به صورت مصدر آخر جمله می‌آید: Ich darf hier parken.
مثال
  • Hier darf man nicht rauchen. — اینجا اجازه سیگار کشیدن نیست.
  • Darf ich gehen? — اجازه دارم بروم؟
  • Du sollst mehr Wasser trinken. — تو باید آب بیشتری بنوشی.
  • Was soll ich machen? — باید چه کار کنم؟
  • Kinder dürfen hier spielen. — بچه‌ها اجازه دارند اینجا بازی کنند.
  • Sie sollen pünktlich kommen. — شما باید به‌موقع بیایید.
۴۸ حالت امری منفی و درخواست مؤدبانه

در درس Imperativ ساختار دستور دادن آمده بود. در A1 همچنین باید بتوانید درخواست مؤدبانه یا امر منفی بسازید. برای منفی کردن امر از nicht استفاده می‌کنیم. برای مؤدبانه‌تر شدن جمله، bitte را اضافه می‌کنیم.

Imperativ + bitte = مؤدبانه‌تر — Imperativ + nicht = امر منفی
نکته مهم: جای bitte می‌تواند اول، وسط یا آخر جمله بیاید، اما لحن جمله را مؤدبانه‌تر می‌کند.
مثال
  • Komm bitte hierher! — لطفاً بیا اینجا!
  • Warten Sie bitte einen Moment! — لطفاً یک لحظه صبر کنید!
  • Sprich bitte langsam! — لطفاً آهسته صحبت کن!
  • Rauchen Sie bitte nicht! — لطفاً سیگار نکشید!
  • Mach das Fenster bitte zu! — لطفاً پنجره را ببند!
  • Seid bitte ruhig! — لطفاً آرام باشید!
۴۹ مقایسه ساده با so...wie و als

در A1 معمولاً با مقایسه‌های ساده آشنا می‌شویم. وقتی دو چیز برابر هستند از so...wie استفاده می‌کنیم. وقتی یکی بیشتر/کمتر از دیگری است، از صفت مقایسه‌ای + als استفاده می‌کنیم.

برابری: so + صفت + wie — نابرابری: صفت مقایسه‌ای + als
نکته مهم: برای «از» در مقایسه، در آلمانی als می‌آید، نه von.
مثال
  • Ich bin so alt wie du. — من هم‌سن تو هستم.
  • Deutsch ist nicht so schwer wie ich dachte. — آلمانی آن‌قدر که فکر می‌کردم سخت نیست.
  • Mein Zimmer ist größer als dein Zimmer. — اتاق من بزرگ‌تر از اتاق توست.
  • Sara ist kleiner als Ali. — سارا از علی کوچک‌تر است.
  • Der Zug ist schneller als der Bus. — قطار از اتوبوس سریع‌تر است.
  • Dieses Buch ist besser als das andere. — این کتاب از آن یکی بهتر است.
۵۰ حروف ربط ساده و جایگاه فعل بعد از آن‌ها

در A1 چند حرف ربط ساده برای وصل کردن جمله‌ها لازم است. und, aber, oder و denn جای فعل را تغییر نمی‌دهند؛ یعنی بعد از آن‌ها جمله دوم با ترتیب عادی ادامه پیدا می‌کند. این نکته باعث می‌شود جمله‌های طولانی‌تر اما هنوز ساده بسازید.

جمله ۱ + und/aber/oder/denn + جمله ۲ با فعل در جایگاه دوم
نکته مهم: denn معنی «چون» می‌دهد، اما مثل weil فعل را به آخر جمله نمی‌برد. weil معمولاً در سطح‌های بعدی جدی‌تر کار می‌شود.
مثال
  • Ich lerne Deutsch und meine Schwester lernt Englisch. — من آلمانی می‌خوانم و خواهرم انگلیسی می‌خواند.
  • Ich möchte kommen, aber ich habe keine Zeit. — می‌خواهم بیایم، اما وقت ندارم.
  • Trinkst du Tee oder möchtest du Kaffee? — چای می‌نوشی یا قهوه می‌خواهی؟
  • Ich bleibe zu Hause, denn ich bin krank. — خانه می‌مانم، چون مریض هستم.
  • Er arbeitet viel, aber er ist zufrieden. — او زیاد کار می‌کند، اما راضی است.
  • Wir gehen ins Kino oder wir kochen zusammen. — به سینما می‌رویم یا با هم آشپزی می‌کنیم.

گرامرهای سطح A2

به‌زودی اضافه می‌شود

گرامرهای سطح B1

به‌زودی اضافه می‌شود

گرامرهای سطح B2

به‌زودی اضافه می‌شود

گرامرهای سطح C1

به‌زودی اضافه می‌شود